دستگاه بیماری به نام «پخش مطبوعه»
اندر مصائب ضمیمه بودن
ا همه شنیده/گفته ایم معمولا، که روزنامه نگاری کار دشواری است؛ و این را بر اساس منطقی گفته ایم که عمدتا شنیده از رادیویی، گاهی هم خوانده در مجله یا روزنامه ای، یا به ندرت در کتابی؛ که بله، روزنامه نگاری در همه جای دنیا کار دشواری است؛ بنابراین پَر بی راه نیست که هر روزینامهنویس [که البته در نمونه امروزینش می تواند در نوع خود کار شریفی هم باشد] باجیره و مواجب دولتی را که ماهیتا یک پیمانکار نیمه دولتی است که دست برقضا دولت ها همه، برای بازتاب و تبلیغ کارهای خود به او نیازمندند، با خودِ واقعی یک روزنامه نگار اشتباه بگیریم. اینجاست که مشکلات و معاذیر اخص این حرفه، نسبت مستقیم پیدا می کند با نوع معامله با قدرت. خواه نزد بازار سرمایه باشد، خواه در اختیار مدیران کل و روسای سازمان هایی که اراده بالفعلی در تسهیل یا دشوار کردن شرایط کار برای –به طور کلی- بخش فرهنگ یک مملکت دارند. به جرات می توانم بگویم که انتشار ضمیمه استانی اعتماد ملی اگر نه دشوارترین، دست کم یکی از دو-سه کار سختی است که در حال حاضر در سطح مطبوعات شمال کشور انجام می شود. دامنه مشکلات پیش روی ما این روزها از سطح نبود امکانات، محدودیت های اعتباری و نبود منابع پایدار درآمدی، عدم برخورداری از درآمد فروش روزنامه به دلیل ضمیمه بودن و نداشتن تک فروشی و ... فراتر رفته و به حوزه توزیع روزنامه هم تسری یافته است. البته مشکل پخش ضمیمه به همراه روزنامه از همان شماره نخست در گیلان وجود داشت. چنان که حتی یک شماره از ویژه نامه استانی اعتماد ملی، همزمان با تاریخی که در کتیبه، توزیع نشد و در بهترین شرایط دو روز با تاخیر همراه بود. این در حالی است که در سحرگاه تمام تمام روزهایی که ویژهنامه منتشر شد، نماینده نشریه یک ساعت قبل از شروع کار نیروهای توزیع، کار را از چاپخانه تحویل گرفته و به انبار شرکت توزیع برده و صبر کرده تا نیروها یکی یکی سر کارشان بیایند و سرآخر، راس ساعت شش و سی دقیقه هر روز، مسئول شرکت سر و کله اش پیدا شود و از همان دقیقه نخست حضورش در آنجا، طوری رفتار کند که علاوه بر پی بردن به ریاست آقا، فضا به حالتی در بیاید که انگار یک صده عقب رفته باشی و ارباب خشک و خشن و معتقد به روش های مستبدانه ای را ببینی که بیش از دو دهه است که در این کسوت، با رعایای خود تمرین زورگویی می کند. کسانی که در آن شرکت کار می کنند، بندگان خدا امر بر آنها مشتبه شده و اگر در کوک بعد رفتارشناختی شخصیت آنها بروی، چنان حاکی از تحت سلطه ارباب بودن آنهاست که وقتی نام او را بر زبان می آورند، آدم –نعوذ بالله- فکر می کند دارند از مرکز ثقل جهان حرف می زنند. س را این همه کار و هوای این که کار نشریه ما را هم انجام می دهند، مثلا می خواست بر جریان نظارت داشته باشد؛ که مثلا خیال خودش و ما راحت کند. اما نه تنها بی فایده بود، بلکه انگار مزید بر علت توزیع نشدن روزنامه هم شد. به هر حال انتظار این است که با پی گیری و گذراندن مراحل اداری و قانونی، این معضل فرهنگی هر چه زودتر برطرف شود. چرا که اطلاع رسانی، امروز یکی از مهم ترین نیازهای کشور ماست. پس مقابل هر آن کسی که مقابل این امر مهم و حساس بایستد، باید ایستاد. بهتر است نگذریم.
ا
+ نوشته شده در جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۸۸ ساعت 10:12 PM توسط بهنام ناصری
|